تبلیغات
پایگاه مبارزه با فرقه ضاله وهابیت : برنامه شب های آسمانی شنبه تا چهارشنبه ساعت 21 از شبکه قرآن با موضوعات مختلف دینی و نمایان ساختن چهره واقعی وهابیت - شبهات وهابیت بر علیه شیعه
 پایگاه مبارزه با فرقه ضاله وهابیت : برنامه شب های آسمانی شنبه تا چهارشنبه ساعت 21 از شبکه قرآن با موضوعات مختلف دینی و نمایان ساختن چهره واقعی وهابیت
درباره ما  مناظره شیعیان و وهابیت پرسش و پاسخ طنز در رابطه با وهابیت هویت و تاریخچه وهابیت
آخرین مطالب
لینک پایگاه های مذهبی و فرهنگی
+ نویسنده رضا علی اکبری در 10:14 ب.ظ | نظرات()

توسل به دعای پیامبرو مسلمانی كه از دنیا رحلت كرده اند. چگونه قابل قبول است، در حالیكه آنها هیچ صدایی را نمی شنوند و اصلاً توسل معنی ندارد؟!










پرسش :

 

توسل به دعای پیامبرو مسلمانی كه از دنیا رحلت كرده اند. چگونه قابل قبول است، در حالیكه آنها هیچ صدایی را نمی شنوند و اصلاً توسل معنی ندارد؟!

پاسخ :

 

برای پاسخ به این سؤال لازم است بحث خود را در چهار محور تقدیم كنیم تا از خلال این مباحث آنچه منظور نظر است بدست آید. و اما محور بحث: 1. بقاء روح. 2. حقیقت انسان روح اوست. 3. اتصال به عالم ارواح ممكن است. 4. احادیثی كه در این باره وارد شده است. اما تفصیل مطلب به این است كه:

1. موت انسان به معنای فناء و نیستی او نیست.

وقتی به آیات قرآن مراجعه می كنیم به روشنی نشان می دهد كه موت پایان حیات بشری نیست، بلكه پلی است برای عبور به جهان دیگر. تا بدین وسیله انسان در عالم جدید و بالاتری كه ماوراء عالم ماده است قرار گیرد. و روشن است كه برابر دانستن مرگ با نیستی، فلسفه مادیین است كه ركن اساسی آن بر انكار ماورای ماده است. اما بزرگان فلاسفه و علماء الهی تمام آراء فلاسفه مادی را باطل كرده و گفته اند: انسان به اضافه نظام مادی كه بر جسم او حاكم است یك گوهر اصیلی را هم داراست كه اسم آن روح است و این گوهر مدتی با این بدن همراه است، سپس از او جدا شده و به عالم برزخ منتقل می شود.[1]

پس مرگ به معنای فنا و نیستی نیست و قرآن بر بقاء روح، آیات خیلی روشنی دارد كه بعنوان تبرّك به یكی از آن آیات تیمن می جوئیم. می فرماید: «كسانی كه در راه خدا به شهادت رسیده اند به آنها مردگان نگوئید بلكه آنها زنده هستند و در نزد خدا متنعم می باشد.»[2] همین طور آیات 169-171 آل عمران و 25-27 سوره مباركه یس شاهد گویای دیگری بر این ادعا است.

2. حقیقت انسان روح اوست.

با این بیان كه در علم ثابت شده است كه از جملة آثار موجودات مادی تغییر و تحول است و جسم بشری هم از این قاعده مستثناء نیست. منتهی نكته ای كه باید دانست این است كه با وجود تغییر و تحول جسم، یك حقیقت همیشه هست و ثابت است و هیچگونه تغییر و تحولی ندارد، بعنوان مثال اگر دوران طفولیت یا كهولت را بررسی نمائیم، جسم انسان تغییراتی را نشان می دهد، اما یك حقیقت ثابت دارد كه تمام حالات این انسان به او مستند است. و ‌آن حقیقت روح اوست كه در تمام تغییرات و تحولات ثابت است.[3] و آیات قرآن هم به روشنی به این حقیقت هدایت می كند. در سوره مباركه سجده می فرماید: «بگو فرشتة مرگ كه به شما امر شده «روح» شما را می گیرد. سپس شما را به سوی پروردگارتان باز می گرداند.»[4] و روشن است كه توفی در این آیه به معنای میراندن نیست بلكه به معنی اخذ و قبض است، لذا اگر حقیقت انسان همان باشد كه در جسد اوست، شكی نیست كه جسد او بعد از مدتی متلاشی و به عناصر دیگر تبدیل خواهد شد. در این صورت عالم برزخ كجا خواهد بود!؟[5]

3. اتصال به عالم ارواح ممكن است.

در قرآن آیات متعددی وجود دارد كه ثابت می كند كه اتصال به عالم ارواح یك امر ممكن، بلكه محقق شده هم هست. می فرماید: «قوم صالح بعد از پی كردن ناقه به ایشان گفتند آن وعده ای كه می گفتی بیاور، عذاب الهی آنها را گرفت و پس از هلاكت آنها صالح برگشت و خطاب به آنها گفت ای قوم من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شما را نصیحت نمودم اما شما نصیحت كنندگان را دوست نداشتید.»[6] همین طور به جریان شعیب در آیات 91-93 سوره اعراف اگر تأمل شود به تحقق این امر كه اتصال به عالم ارواح ممكن است، منجر به تصدیق آن خواهد شد.

4. اما روایات صحیح كه دال بر وجود و ارتباط با عالم ارواح است.

وقتی جنگ بدر با پیروزی مسلمانان تمام شد و از سران كفر و شرك 70 نفر كشته شدند، اجساد آنها را به چاه ریخته بودند، پیامبر بر دهانه چاه توقف كرد و یكایك آنها را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند ای اهل چاه ای عتبة بن ربیعه ای اباجهل، آیا آنچه پروردگار شما وعده داده بود، آنرا یافتید. بدرستی كه من آنچه خدایم وعده داده بود یافتم. در این میان صحابه آن حضرت پرسیدند یا رسول الله با قومی كه از دنیا رفته اند، حرف می زنید؟! حضرت فرمودند شما از آنها شنواتر به آنچه می گویم نیستید، منتهی آنها توانایی پاسخگوئی را ندارد.[7]

حاصل سخن این كه مرگ پایان زندگی نیست و واقعیت انسان همان روح و روان او است و ارتباط انسانهای این دنیا با انسان های آن دنیا امكان پذیر است و ارواح مقدسه شنوای سخنان ما و كلمات ما می باشند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. التوحید و الشرك فی القرآن الكریم، جعفر سبحانی.

2. شیعه پاسخ می دهد، سیدرضا حسینی نسب.

3. آیین وهابیت، جعفر سبحانی.

4. درهای توحید و شرك در قرآن، جعفر سبحانی، ترجمه مهدی عزیزیان.

5. نقدی بر آئین وهابیت، آیت الله جعفرسبحانی.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . ر.ك: سبحانی، جعفر، الوهابیة فی المیزان، مؤسسه فكر اسلامی، اول، 1417 هـ ، ص 190.

[2] . بقره/154.

[3] . ر.ك: سبحانی، جعفر، محاضرات فی الالهیات، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ پنجم، 1417 هـ ، ص590.

[4] . سجده/11.

[5] . الوهابیة فی المیزان، ص 193.

[6] . اعراف/77-79.

[7] . رك: بحوث قرآنیة، 114، به نقل از السیرة النبویه، ج 1، ص 649، و السیرة اعلبیة، ج 2، ص 179-180.

 

پرسش :

 

در ماه رجب موفق به زیارت ائمة بقیع ـ علیهم السّلام ـ شدم در حین قرائت دعای ندبه مامورین سعودی دعا را از من گرفتند و گفتند شما مشرك هستید به دلیل اینكه در این دعا می خوانید یا محمد یا علی اكفیانی فانكما كافیان به آنان باید چه جوابی داده شود؟

 

پاسخ :

 

شرك در لغت به معنای شریك قرار دادن است،[1] اما در فرهنگ و اصطلاح دینی به معنای شریك قراردادن موجودات دیگر با خدای بزرگ در یكی از مقامات و شئون مخصوص به او.[2] مثل اینكه در آفرینش جهان شریك خدا شمرده شود، یا در تدبیر و ادارة نظام هستی. یا در تامین نیازمندی های انسان و یا در چیزهای مشابه آن.

شرك در برابر توحید است و موحد كسی را گویند كه به خدای یگانه ایمان داشته باشد و در هیچ یك از امور خاص خدایی، كسی یا چیزی را شریك او قرار ندهد، و در عین حال هیچ گاه منكر نقش افراد آدمی یا دیگر موجودات عالم در تامین نیازمندی های خود نمی باشد. زیرا جهان طبیعت بر اساس قانون «علیت» استوار شده و تاثیر و تاثر میان اشیاء این عالم كاملا آشكار است. از سوی دیگر انسان موحد و یگانه پرست برای هیچ موجودی جز خداوند «استقلال در تاثیر» را نمی پذیرد و قدرت تاثیر گذاری هر كس و هر چیز را فیض الهی و پرتویی از رحمت واسعة او دانسته و معقتد است كه هیچ كس بدون عنایت آن هستی بخش بزرگ، امكان و قدرت هیچگونه تاثیر و عملی را نداشته، بلكه حتی هستی خود را لحظه به لحظه از وی دریافت می كند.

بنابر آنچه گذشت مشرك كسی است كه یا غیر خدا را به هر عنوانی كه می خواهد باشد، مورد پرستش قرار دهد و یا برای غیر خدا «نقش مستقل» در عالم وجود قائل باشد.[3] شیعیان هرگز نه غیر خدا را می پرستد و نه برای پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمة معصومین ـ علیهم السّلام ـ نقش استقلالی در تاثیر و در عرض خدای متعال قائل می باشند، آن بزرگواران را وسائط فیض الهی می دانند كه هر چه دارند و افاضه می كنند در حقیقت از آن خدای سبحان می باشد. در قرآن كریم آمده است: «ای افراد با ایمان تقوا پیشه كنید و برای رسیدن به او وسیله ای دست و پا كنید (توسل جوئید).[4]

در روایتی كه برخی از اندیشمندان اهل سنت مانند حافظ ابونعیم و حافظ ابوبكر شیرازی و امام ثعلبی از پیامبر نقل كرده است، مقصود از «وسیله» در آیة فوق عترت طاهره دانسته شده است.[5] اگر در دعاها «یا محمد» و «یا علی» می گویند مقصود اصلی و واقعی خدای متعال می باشد و نداء هم از انواع توسل است.[6] و در روایات متعددی كه مشایخ اهل سنت به نقل آنها پرداخته اند، توسل به حقوق پاكان چشمگیر است.

بخاری در صحیح خود كه از مهمترین كتاب های حدیثی اهل سنت می باشد، نقل می كند كه در خشكسالی ها عمر بن خطاب خلیفة دوم برای طلب باران به عباس عموی پیامبر متوسل می شد و او را واسطه قرار می داد.[7] تا خدا به خاطر او به دیگران نیز رحم كند و باران بفرستد مفاد توسل در اینجا این است، پروردگارا! اگر ما شایستة نزول باران نیستیم به خاطر عموی پیامبر كه از منزلت و مقام عظیمی نزد تو برخوردار است، باران رحمت بفرست!

ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت می گوید: از سرگذشت عباس روشن می شود كه مستحب است انسان با توسل به اهل خیر و صلاح و خاندان رسالت طلب باران كند.[8]

در نتیجه، دعا ، توسل و واسطه قرار دادن انبیاء و اولیاء مورد اتفاق همة مذاهب اسلامی می باشد. و هیچگونه شركی از اینگونه اعمال استفاده نمی شود و اگر خوب دقت شود، عین توحید است. زیرا انبیاء و اولیای الهی مظاهر اسماء و صفات الهی می باشد. و در برابر خدا وجود استقلال ندارند و هر چه دارند از آن خدا است.

ممكن است وهابی ها اینگونه مطالب را نپذیرند چون تاسیس وهابیت بر مبنای مشرك قلمداد نمودن مسلمانان بوده است. و هر چیز را به شرك بر می گردانند در این صورت می توان جواب دیگری به وهابی ها داد كه اگر صرف ندا نمودن شخص و یا اشخاصی شرك دانسته شود، آنها (وهابی ها) در زندگی اجتماعی چگونه عمل می كنند؟ و اگر یك وهابی در بیابان ماشین اش خراب شود، آیا از كسی كمك نمی خواهد؟ و این عمل را شرك می پندارند؟ در حالیكه در زندگی اجتماعی همة انسان ها از همدیگر كمك می خواهند و هیچ كس اینگونه اعمال و رفتار را شرك تلقی نمی كنند. و شخص كمك دهنده را شریك خدا نمی دانند. بلكه او را مامور الهی می داند، در مورد كمك خواستن از انبیاء و اولیاء الهی نیز مطلب از این قرار است،‌ هیچ مسلمانی قائل به الوهیت آن بزرگواران نیست و قدرت آنها را در طول قدرت خداوند می داند، و از آنجائیكه كثرت های طولی برگشت به وحدت می كند، همه چیز در نتیجه به خداوند بر می گردد.

در روایات اسلامی آمده است كه در جنگ بدر پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: مشتی از خاك و سنگ ریزه ها از زمین بردار و به من بده، علی چنین كرد و پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آنها را به سوی مشركان پرتاب كرد، این كار اثر معجزه آسائی داشت و گرد و غبار و سنگریزه در چشم دشمنان فرو رفت و وحشتی از آن به همه دست داد.[9] خدای سبحان به پیامبر فرمود: (ما رمیت اذ رمیت و لكن الله رمی)[10] این تو نبودی ای پیامبر كه خاك و ریگ به صورت آنها پاشیدی بلكه خدا پاشید.

شك نیست كه در ظاهر همة این كارها را پیامبر و مجاهدان بدر انجام دادند، اینكه می گویند: شما نبودید كه این كارها را كردید اشاره به این است كه قدرت جسمانی و روحانی كه سرچشمة این برنامه ها بود از ناحیة خدا به شما بخشیده شد. پس ندا كردن انبیاء و اولیاء و صلحا مانند «یا محمد» و «یا علی» و یا واسطه قرار دادن آن بزرگواران از دیدگاة همة‌ مذاهب اسلامی شرك تلقی نمی شود و اگر وهابی ها چنین مواردی را شرك می دانند، اغراض سیاسی دارند و با این سوژه و بهانه می خواهند اولا بین مسلمانان اختلاف بیاندازند و ثانیا توجیه برای قتل عام مسلمانان داشته باشند، چه اینكه در طول تاریخ وهابیت چنین كردند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. وهابیت، نجم الدین طبسی.

2. چكیدة اندیشه ها، محمد تیجانی سماوی.

3. چهرة واقعی ابن تیمیه، صائب عبد الحمید.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . اصفهانی، راغب، مفردات فی غریب القرآن، دفتر نشر كتاب، اول، 1404 ق، ص 259، حرف شین.

[2] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، بیروت، الوفاء، 1403 ق، ج10، ص184.

[3] . زمانی، محمد حسن، طهارت و نجاست اهل كتاب، بی جا، بی تا، ص 89.

[4] . مائده/35.

[5] . عاملی، الانتصار، بیروت، دارالسیره، 1422 ق، ج5، ص19.

[6] . همان، ج5، ص188.

[7] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، بیروت، دارالفكری بی تا، ج2، ص32، باب صلاة استسفا.

[8] . عسقلانی، ابن حجر، فتح العباری، چاپ مصر، بی تا، ج2، ص399.

[9] . مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب العلمیه، 1374 ش، ج7، ص115.

[10] . انفال/17.

 

پرسش :

 

بر فرض این كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فدك را به حضرت زهرا هبه كرده‌اند، چرا بین فرزندانش تبعیض قائل شده‌اند؟

 

پاسخ :

 

پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنابر آیة مباركه «ما ینطق عن الهوی ان هو الّا وحی یوحی» پیامبر هرگز از هوای نفس سخن نمی‌گوید، بلكه آن چه می‌گوید غیر از وحی چیز دیگری نیست،[1] هر كاری كه انجام داده است با دستور خدا و ریشه در وحی دارد. و هیچ گاه تحت تأثیر عواطف و احساسات قرار نگرفت. بنابراین بخشش فدك توسط پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سال هفتم هجری طبق دلائل و شواهد غیرقابل انكاری به فرمان خداوند متعال و توسط پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ انجام شده است. و بسیاری از مفسران اهل سنّت این مطلب را در ذیل آیه مباركه «و آت ذی القربی حقه» حق خویشاوندان خود را بده[2]، بیان كرده‌اند.

جلال الدین سیوطی، در تفسیر (الدر المنثور) به اسناد مختلف مانند بزار، ابویعلی، و ابن ابی حاتم و ابن مردویه از ابوسعید خدری روایت كرده‌اند كه گفت : چون آیه «و آت ذی القربی حقه» نازل گردید، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فاطمه زهرا را احضار فرمود و فدك را به او اعطا كردند.[3]

همچنین سیوطی از ابن عباس روایت كرده كه گفت: چون همین آیه نازل گردید، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ را نزد خویش خواند و فدك را به او عطا كرد.[4]

از این روایات به دست می‌آید كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به فرمان خدا فدك را به فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ داده است، نه این كه از روی عطوفت پدرانه و به طور دلخواه آن را بخشیده باشد، بنابراین، دیگر سؤال تبعیض پیش نخواهد آمد، زیرا خدا و رسولش بهتر از هر كس واقف به مصالح كارها می‌باشند، «و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله أمراً أن یكون لهم الخیره...» هیچ مرد و زن مؤمن در كاری كه خدا و رسول حكم می‌كند اراده و اختیاری ندارند.[5]

ثانیاً، عمل هر شخص باید با روحیات و درجه اعتبار و مقام و منزلت آن شخص سنجیده شود. با توجه به اینكه بخشش از جانب نبی اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و هبه گیرنده حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ كه سرور زنان عالم می‌باشد،[6] احتمال دخالت عواطف پدرانه به دلایلی كه ذكر می ‌شود منتفی خواهد بود:

1. از آنجا كه كارهای پیامبر و سخنان ایشان منشأ هواخواهی و از روی هوای نفس نبوده، بلكه حكیمانه بوده است بخشش پیامبر را نمی‌توان به عواطف منتسب كرد.

2. عصمت كه یكی از امتیازات ویژه معصومان می‌‌باشد و بالاتر از عدالت است، مانع از هرگونه ستم و ظلم و تبعض است.

پس باید هدف پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را در اندیشه‌های حكیمانه ایشان جستجو كرد. با توجه به این كه نسل پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از طریق حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ ادامه پیدا می‌كند، آن حضرت ـ صلی الله علیه و آله ـ این معنی را پیش بینی می‌كرده كه زمانی حكومت از امام علی ـ علیه السّلام ـ و فرزندانش گرفته خواهد شد. و در عین حال آنها پناهگاه و مرجع مردم خصوصاً یتیمان، مساكین و بیوه زنان خواهند بود. لذا پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ با هبه فدك به حضرت زهرا خواسته‌اند كه دست اهل بیت در آینده خالی نباشد. و بتوانند ملجأ و مأوی فقراء‌ و مساكین و ایتام باشند. و زمانی كه فدك در اختیار حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ بود هر سال حضرت به اندازة قوت خویش از آن استفاده نموده و بقیّه را بین فقرا تقسیم می‌كردند. و امید فقرا، خانة حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ بود تا هنگامی كه فدك از حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ گرفته می‌شود.[7]

از سوی دیگر فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ از فضایل و امتیازاتی برخوردار بوده كه زنان و دختران دیگر پیامبر، از آن محروم بوده‌اند. از جمله این كه خداوند در آیه 61 سوره آل عمران مسأله مباهله را مطرح كرده و می‌فرماید: «فمن حاجّك فیه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الكاذبین»؛ هرگاه بعد از علم و دانش كه دربارة (مسیح) بر تو رسیده (باز) كسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌كنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت می‌نماییم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌كنیم شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله می‌كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم.

بنابه روایات موجود در منابع روایی فریقین (اهل سنّت و شیعه) در مباهلة رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، علی ـ علیه السّلام ـ و حسنین ـ علیهم السّلام ـ حاضر شدند و وقتی مسیحیان حضور این خاندان را مشاهده نمودند، صلاح را در ترك مباهله دیدند و به پذیرش جزیه ملزم شدند.[8] در حالی كه پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ دارای زنان و دخترانی بود، ولی از میان آنها فاطمه ـ سلام الله علیها ـ مصداق «نساءنا» در آیه می‌باشد. و همین طور از جمله فضایل حضرت زهرا این است كه ایشان یكی از پنج نور مباركی هستند كه آیه تطهیر در شأن و منزلت آنها نازل شده است.

همچنین نسل پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فقط از طریق فاطمه ـ سلام الله علیها ـ باقی مانده و از این جهت خداوند در آیه اوّل سوره كوثر لقب «كوثر» را به ایشان عطا كرده است. آنچه ذكر شد تنها بخشی از فضایل و امتیازاتی است كه از طرف خداوند به او عطا شده و هیچ گاه حمل بر تبعیض نمی‌شود: «لایقاس بها احد».

هر چند در زمان هبه فدك دو دختر از پیامبر خدا در قید حیات بوده‌اند، یكی به نام زینب كه در سال هشتم هجری بر اثر حادثه‌ای كه در جریان هجرت از مكه به مدینه برایش پیش آمده بود مریض شده و وفات می‌كند.[9] و دیگری به نام ام كلثوم كه در سال نهم هجری وفات یافت.[10] و هیچ كدام از این دو بانو در موقعیت و شرایط فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ و فرزندان او نبوده‌اند كه مرجع و پناهگاه مسلمین و مستضعفین بعد از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و در طول تاریخ باشند.

پس معلوم شد كه هبة فدك به امر خدا توسط پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ صورت گرفته است و در این كار مصالحی بوده كه خدا و رسولش بهتر می‌دانند، قراین و شواهدی هم كه به انگیزه مادی و برخاسته از عواطف و احساسات پدرانه نسبت به یكی از فرزندانش باشد، به دست نیامد. و اصلاً چنین تلقی نسبت به ساحت مقدس پیامبر اكرم راه پیدا نمی‌كند. تا این شبهه پیش آید كه چرا پیامبر در اعطای فدك به یكی از فرزندانش تبعیض نموده است!

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. شرح خطبه الصدیقة فاطمة الزهرا، شبیر خاقانی، انتشارات انوار الهدی.

2. فدك فی التاریخ، سید محمدباقر صدر، قم، مركز الغدیر الدراسات الاسلامیه، 1415.

3. فدك فاطمه، سید احمد فالی، قم، مجمع ذخائر الاسلامیه، 1378.

4. اسرار فدك، محمد باقر انصاری، سید حسن رجائی، قم، دفتر نشر الهادی، 1378.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . نجم/3 ـ 4.

[2] . اسراء/26.

[3] . سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج 4، ص 117.

[4] . همان.

[5] . احزاب/36.

[6] . ابن سعد، طبقات الكبری، بیروت، دار صادر، ج 8، ص 27.

[7] . مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار الرضا، بی‌تا، ج29، ص118.

[8] . مجمع البیان، ذیل آیه 61، سوره آل عمران جزیه مقدار مالی است كه اهل كتاب (نصاری و یهود) برای دولت اسلامی پرداخت می‌نمایند.

[9] . ابن اثیر، اسد الغابه، دار الشعب، ح7، ص130.

[10] . همان، ص384.

 

 

پرسش :

 

آیا نماز و دعا در كنار قبور جایز نیست كه وهابیان از آن منع می كنند؟

پاسخ :

 

نماز در كنار تربت معصومین(ع) مانند تربت پاك پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ به دلیل فضیلت و قدسیت آنان جایز است. و بر اساس برخی از روایات شیعه مستحب است.[1] و این عمل مطابق كتاب و سنت می باشد. به دلیل اینكه خداوند به حاجیان دستور داده است كه «و اتّخذوا من مقام ابراهیم مصلّی»؛[2] جایگاه ابراهیم را برای خود نمازگاه قرار دهید. روشن است كه جایگاه ابراهیم بر اثر لمس بدن آن حضرت متبرك گردیده است، ‌خدای بزرگ از حجاج می‌خواهد كه در این مكان مبارك و مقدس نماز بخوانند، قبور انبیاء نیز بر اثر لمس به بدن آنان مبارك و مقدّس هستند، پس نماز در كنار آن قبور مطلوب خداوند است».[3]

قرآن كریم می‌فرماید: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِیمَ لَلَّذِینَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِیُّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ»؛[4] به درستی كه نزدیكترین مردم به ابراهیم كسانی‌اند كه او را پیروی كرده‌اند و این پیغمبر و كسانی كه ایمان آورده‌اند. خداوند دوست و حامی مؤمنان است.

پیداست كه قبور مقام پیشوایان معصوم مانند مقام ابراهیم از قداست و عظمت برخوردار و برای نماز مناسب خواهد بود.

یكی از مكانهای بسیار مقدس مسلمین، حجر اسماعیل ـ علیه السلام ـ است. مسلمین به اتفاق نظر، حجر اسماعیل را جز مطاف می‌دانند.[5] برای طواف دور خانه خداوند، باید حجر اسماعیل را نیز طواف كنیم.

در روایاتی كه از طریق اهل بیت ـ علیهم السلام ـ وارد شده است؛ فلسفه مطاف واقع شدن حجر اسماعیل را اینگونه مطرح كرده است كه در حجر قبور زیادی از انبیاء الهی واقع شده است و نیز مرقد مادر حضرت اسماعیل در همان جا قرار دارد. برای اینكه مرقد این پاكان و نیكان زیر گام‌های طواف كنندگان، قرار نگیرد، ‌حجر جزء مطاف به حساب آمده است.[6] و نیز خواندن نماز حجر اسماعیل مورد تأكید، واقع شده است،[7] در حالی كه نماز در حجر اسماعیل، نماز در میان قبور است؛ زیرا در آن مكان اجساد مطهر انبیای الهی و جسد حضرت اسماعیل و مادر بزرگوارش قرار دارد.[8]

پس اگر نماز در كنار قبور شرك باشد،‌ نباید از سوی اسلام، مورد تأیید باشد. در حالی كه همة مسلمین مناز در حجر اسماعیل را دارای فضیلت و ثواب زیادی می‌دانند و شرك به حساب نمی‌آورند.

قرآن كریم، درباره اصحاب كهف، از مردم آن زمانه، نقل می‌كند؛ كه آنها گفتند: بر قبور، اصحاب كهف مسجدی بنا كنیم و این عمل را مردود نمی‌شمارند، پس از نظر وحی نماز در كنار قبور صالحان مردود نیست؛ «و كذلك اعثر نا علیهم لیعلموا انّ وعدالله حق و ان الساعة لاریب فیها اذیتنازعون بینهم امرهم فقالوا ابنو علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم قال ألذین غلبو علی امرهم لنتخذنّ علیهم سجدا؛[9] همچنین آگاه گردانیدیم بر آنان تا بدانند كه وعده خداوند حق است و تردیدی در روز قیامت نیست. در هنگامی كه میان آنان در كار ایشان، نزاع بود. پس گروهی گفتند، بنا كنید برایشان بنائی را. پروردگارشان بر آنان داناتر است. امّا گروهی كه بر كار ایشان غالب شدند، گفتند: كه ما بر ایشان، مسجدی می‌سازیم.» پیشنهاد ساختن بنای یادبود مربوط به غیرمسلمین بوده است. كه از جمله «ربُّهم اعلم بهم» دانسته می‌شود، امّا پیشنهاد ساختن مسجد، به قبور اصحاب كهف، از سوی مؤمنان بوده است و خداوند پیشنهاد دوم را بدون رد و نقد مطرح كرده است.[10]

ثالثاً، از روایات فراوان كه در منابع اهل سنت، وجود دارند به دست می‌آید كه نماز و دعا در كنار قبور مؤمنین و شهدا، در زمان پیامبر اسلام و در مواردی توسط خود آن حضرت، انجام شده است.

بیهقی (458 ق) در سنن الكبری روایتی را از سلیمان بن داود نقل می‌كند كه فاطمه دختر گرانقدر پیامبر اسلام در هر جمعه به زیارت قبر عمویش حمزه سیدالشهداء می‌رفتند و بر آن مزار پاك نماز می‌خواندند و می‌گریستند.[11]

ابن ماجه (207 ـ 275 ق) در سنن خود از ابی‌هریرة روایتی را نقل می‌كند كه زنی سیاه چهره مقیم مسجد النبی بود، پیامبر از وضعیت او جویا شد. پس در جواب رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ گفته شد كه وی مرده است. پیامبر فرمود: چرا مرا خبر نكردید؟ پس پیامبر بر سر قبر او حضور یافت و بر قبر او نماز خواند.[12] در این باره در سنن ابن ماجه روایات متعددی وارد شده است كه پیامبر بعد از آن كه از مرگ برخی از مسلمین آگاه می‌شدند بر سر قبر آنها حاضر می‌شدند و نماز می‌خواندند.[13]

پرسش این است كه نماز پیامبر بر قبر مسلمانان، آیا نماز میت بوده است؟! و یا نماز مستحبی؟! باید گفت بر اساس فقه اهل سنت تكرار نماز میت مكروه است، بسیار روشن است كه مسلمانان، میت مسلمان را بدون نماز دفن نمی‌كردند. بنابراین نماز پیامبر بر قبر آنان، نماز میت نیست، زیرا از نظر مالكیه و حنفیه تكرار صلاة میت بر میتی كه مدفون شده است، مكروه است. هر چند بر اساس نظر شافعی‌ها و حنبلی‌ها تكرار نماز جایز است.[14]

بر فرض كه پیامبر نماز میت بر قبور آنان خوانده باشند باید گفت مطابق شبهه، مطلق خواندن نماز بر قبر شرك به حساب می‌آید و نماز جنازه مستثنا نشده است، در حالی كه پیامبر اسلام این كار را انجام داده است.

امّا دعا در كنار قبور امر مشروع و مطلوب است، عایشه همسر رسول الله می‌گوید: در هر شبی كه پیامبر در كنار او بوده است، در آخر شب آن حضرت به سوی بقیع می‌رفتند و می‌گفتند:‌السلام علیكم دار قوم مؤمنین و اتاكم ما توعدون غدا توجلون و انا ان شاء الله بكم لا حقون اللهم اغفر لأهل البقیع الغرقد.[15]

ابن ماجه در سنن خود روایتی را نقل كرده است كه پیامبر اسلام دستور زیارت اهل قبور را به مسلمین اینگونه آموزش می‌داد: السلام علیكم اهل الدّیار من المؤمنین و المسلمین و انا ان شألله بكم لاحقون نسأل الله لنا و لكم العافیة؛[16]

پس دعا در كنار قبور توسط پیامبر اسلام آموزش داده شده است و نمی‌تواند عمل مشركانه باشد.

رابعاً، نماز و دعا برای خداوند است، در هر جا مطلوب است، مگر مواردی كه شرع آن را نامناسب اعلام كرده است. دعا در كنار قبور، كه حالتی از حزن به همراه دارد، تأثیر بیشتری دارد. به فرضی كه نماز و دعا در كنار قبور جایز نباشد، عمل مزبور، كار باطل و در نهایت حرام است. امّا دلیلی ندارد كه موجب شرك باشد، عبادات باطل باعث شرك نیست. مثل این كه نماز بدون وضو خوانده شود، چنین نمازی موجب شرك نیست.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

الف. الوهابیت فی المیزان، تألیف استاد شیخ جعفر سبحانی.

ب. بحوث فی الملل و النحل.

ج. آیین وهابیت.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . الحر العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، 1104 ق؛ ج 3، ابواب مكان المصلی، باب 26، حدیث 6، و ج 10، ابواب المزار، باب 15، حدیث سوم. و باب 23، حدیث ششم، چاپ ششم، نشر دار احیاء التراث العربی، 1412 ش.

[2] . بقره/ 125.

[3] . السبحانی، جعفر، بحوث القرآنیه فی التوحید و الشرك، نشر مؤسسه امام صادق، چاپ اول، 1419 ق، ص 89.

[4] . آل عمران/68.

[5] . الجزیری عبدالرحمن، و الغروی، سید محمد و الشیخ یاسر، الفقه علی المذاهب و مذهب اهل البیت ـ علیهم السلام ـ، ج اول، كتاب حج، ص 851، تا 854 (تحت الخط).

[6] . حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعه، نشر دار احیاء التراث، بی‌تا، كتاب حج، ج 9، ابواب باب 30، احادیث 1 الی 10.

[7] . سنن النسائی، بیروت، نشر دار الكتب العلمیه، بی‌تا، ج 3، كتاب حج، ص 219.

[8] . الحر العاملی، وسایل الشیعه، پیشین.

[9] . كهف/21.

[10] . سبحانی، جعفر، بحدث القرآنیه فی التوحید و الشرك، ص 82.

[11] . البیهقی، ابوبكر احمد بن الحسین ابن علی، سنن الكبری، نشر انتشارات معرفت، چاپ بیروت، ج 4، ص 78، و نیز مستدرك المحاكم، للامام ابی عبدالله الحاكم النیشابوری، چاپ بیروت، انتشارات دار المعرفه، ج 1، ص 376.

[12] . القزوینی، ابوعبدالله محمد بن یزید معروف به ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج1، ص 493.

[13] . همان، شماره 1530 تا 1534.

[14] . الجزیری، عبدالرحمن، الفقه علی المذاهب اربعة، نشر دار احیاء التراث العربی، چاپ هفتم، 1406 ق، ج1، ص 527.

[15] . سنن الكبری للبیهقی، ج 4، ص 78.

[16] . سنن ابن ماجه، ج اول، شماره حدیث 1547، و نیز شماره 1546.



برچسب‌ها: شبهات ،وهابیت ،بر ،علیه ،شیعه ،
سه شنبه 6 تیر 1396 08:53 ق.ظ
Hello, Neat post. There's an issue along with your web site in internet explorer,
could test this? IE still is the market leader and a good section of other folks will miss your magnificent
writing because of this problem.
دوشنبه 5 تیر 1396 11:29 ق.ظ
Thanks for finally talking about >پایگاه مبارزه
با فرقه ضاله وهابیت : برنامه شب های آسمانی شنبه تا چهارشنبه ساعت 21 از شبکه قرآن با موضوعات مختلف دینی و نمایان ساختن
چهره واقعی وهابیت - شبهات وهابیت بر علیه شیعه <Loved it!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:43 ق.ظ
I've been surfing on-line greater than three hours today, but I by no means found any interesting article like yours.
It is lovely value sufficient for me. Personally,
if all webmasters and bloggers made good content material as you probably did,
the internet will probably be much more helpful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر